1
گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2
گروه مردمشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
3
گروه علوم اجنماعی ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
10.22034/jsnap.2026.583763.1143
چکیده
مقدمه: قالی یکسرناظم قشقایی را میتوان متنی فرهنگی دانست که در تار و پود آن، نظامی از نمادها، باورها و تجربههای زیسته جامعه عشایری قشقایی بازنمایی شده است .در چارچوب انسانشناسی تفسیری «کلیفورد گیرتز»، عناصر بصری این قالی نه صرفاً آرایههایی زیباشناختی، بلکه صورتهایی معنادار از کنش فرهنگی و بازتابی از جهانبینی جمعی بافندگان تلقی میشوند.
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف تحلیل معناشناختی و نمادشناختی قالی یکسرناظم قشقایی در چارچوب انسانشناسی تفسیری انجام شده است و میکوشد نشان دهد چگونه این دستبافته بهمثابه یک «متن فرهنگی» حامل لایههای چندگانه معنا در بستر زیستجهان زنان ایل قشقایی شکل میگیرد.
روش شناسی تحقیق: روش تحقیق از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی است و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با بافندگان، مطلعین محلی و پژوهشگران حوزه عشایر قشقایی، به همراه مشاهده مستقیم گردآوری شدهاند.
قلمرو جغرافیایی: قلمرو جغرافیایی این پژوهش استان فارس است که بهعنوان یکی از زیستبومهای اصلی استقرار عشایر قشقایی شناخته میشود.
یافته ها و بحث: یافتههای پژوهش نشان میدهد که قالی یکسرناظم صرفاً یک اثر هنری تزئینی نیست، بلکه بازتابی از تجربه زیسته، حافظه جمعی و نظام ارزشی زنان قشقایی است. تحلیل دادهها حاکی از آن است که عناصر نمادین این قالی از جمله پرده، طاق، گلدان، درختِ زندگی و سرو، در بستر تجربه زیسته بافندگان معناهای چندلایه و سیال مییابند و مفاهیمی چون نظم، زندگی، دعا، حفاظت، تداومِ نسل و پیوند انسان با طبیعت را بازنمایی میکنند. همچنین ذهنیباف بودن این قالیها موجب یکتایی هر اثر و پیوند مستقیم آن با حالات عاطفی و تجربه فردی بافنده میشود.
نتایج: نتیجه پژوهش نشان میدهد که قالی یکسرناظم قشقایی را میتوان در چارچوب نظری گیرتز بهعنوان «متن فرهنگی زنده» تفسیر کرد که در آن، معنا نه در سطح فرم بصری، بلکه در تعامل میان تجربه زیسته، نظام نمادین و زمینه اجتماعی تولید میشود. این مطالعه بر نقش فعال زنان در تولید و بازتولید فرهنگ مادی و معنوی ایل قشقایی تأکید کرده و نشان میدهد قالی بهمثابه رسانهای فرهنگی، حامل هویت، حافظه و جهانبینی جامعه عشایری است.