<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات برنامه ریزی قلمرو کوچ نشینان</title>
    <link>https://www.jsnap.ir/</link>
    <description>مطالعات برنامه ریزی قلمرو کوچ نشینان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>راهبردهای توسعه اقتصادی روستاهای درقلمرو کوچ نشینان شهرستان ماسال با تأکید بر تنوع بخشی به فعالیت ها</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_237998.html</link>
      <description>مقدمه: روستا واقتصاد روستایی از بدو پیدایش تاکنون قرابت زیادی با کشاورزی و زیربخش&amp;amp;shy;های آن به ویژه زراعت و باغداری داشته است. تا جایی که این نزدیکی را در تعاریف ارائه شده از روستا نیز می&amp;amp;shy;توان شاهد بود. شکل گیری چنین ساختار اقتصادی ویژگی&amp;amp;shy;های فراوانی دارد و مهمترین آنها عدم تنوع در زمینه&amp;amp;shy;های شغلی و محدودیت منابع درآمدی به کشاورزی و زیربخش&amp;amp;shy;های آن است.&#13;
هدف: در این پژوهش به بررسی این مساله و ارائه راهبردهای توسعه اقتصادی روستایی با تأکید بر تنوع&amp;amp;shy;بخشی به فعالیت&amp;amp;shy;ها در روستاهای شهرستان ماسال پرداخته شده است.&#13;
روش&amp;amp;shy;شناسی: به منظور دستیابی به اطلاعات موردنیاز، از روش&amp;amp;shy;های پیمایشی و اسنادی بهره گرفته شد. داده&amp;amp;shy;های بدست آمده با استفاده از مدل SWOT مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق نیز 68 نفر از دهیاران و کارشناسان دستگاه&amp;amp;shy;های اقتصادی نواحی روستایی شهرستان ماسال می&amp;amp;shy;باشند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردید.&#13;
قلمرو جغرافیایی: محدوده مطالعاتی این پژوهش نواحی روستایی شهرستان ماسال واقع در استان گیلان می&amp;amp;shy;باشد.&#13;
یافته‌ها و بحث: یافته&amp;amp;shy;های پژوهش نشان داد که در بین نقاط قوت شاخص‌ (وجود زمینه&amp;amp;shy;های متعدد جهت جذب توریسم) با رتبه میانگین 20.09، دارای بیشترین اهمیت، در بین 32 نقطه ضعف مطرح شده شاخص‌ (خرد شدن اراضی کشاورزی)&amp;amp;nbsp; با رتبه میانگین 25.91، دارای بیشترین اهمیت، در بین 12 نقطه فرصت مطرح شده شاخص‌ (وجود ظرفیت‌های محیطی و استعدادهای بالقوه برای توسعه جامعه روستایی و عشایری) با رتبه میانگین 8.51، دارای بیشترین اهمیت و در بین 12 نقطه تهدید مطرح شده شاخص‌ (ضعف منابع مالی فنی اجرایی مدیریتی و نیروی انسانی در روستاها به ویژه در روزهای متوسط و کوچک)&amp;amp;nbsp; با رتبه میانگین 10.37، دارای بیشترین اهمیت می&amp;amp;shy;باشد.&#13;
نتیجه&amp;amp;shy; گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اگر مدیران و دست&amp;amp;shy;اندرکاران توسعه اقتصاد روستایی در شهرستان ماسال بخواهند حرکتی به سوی توسعه تنوع فعالیت&amp;amp;shy;های اقتصادی در نواحی روستایی این شهرستان را آغاز کنند، پیاده&amp;amp;shy;سازی استراتژی&amp;amp;shy;های گروه WO یا همان استراتژی&amp;amp;shy;های تغییر جهت(یا محافظه کارانه)، باید در اولویت قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابعاد و شاخص های مشارکت در توسعه گردشگری در قلمرو کوچ نشینان (مورد مطالعه: شهرستان قوچان)</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_238585.html</link>
      <description>مقدمه: امروزه در ادبیات گردشگری به نقش جامعه در کلیه ابعاد توسعه پایدار توجه بسیاری معطوف شده و مشارکت جامعه را در امور گردشگری، به‌ عنوان یک چالش مهم در توسعه گردشگری پایدار برشمرده است. لذا مشارکت عمومی سنگ بنای برنامه&amp;amp;shy;ریزی گردشگری پایدار محسوب می&amp;amp;shy;شود. توسعه صنعت گردشگری به وسیله ایجاد انگیزه و بررسی راه&amp;amp;shy;های تقویت مشارکت مردم در این توسعه، برای این صنعت امری حیاتی است&#13;
هدف پژوهش: هدف این تحقیق، شناسایی ابعاد و شاخص&amp;amp;shy;های مشارکت در توسعه گردشگری در قلمرو کوچ&amp;amp;shy;نشینان قوچان است.&#13;
روش&amp;amp;shy;شناسی تحقیق: پژوهش حاضر، از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و دارای ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر روش، در گروه پژوهش&amp;amp;shy;های کیفی قرار دارد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روش گراند تئوری و دلفی استفاده شد. در این پژوهش از رویکرد سیستماتیک اشتروس و کوربین برای نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه آماری پژوهش تمامی (کارشناسان و مدیران شهری و منطقه&amp;amp;shy;ای در حوزه گردشگری شهرستان قوچان) می&amp;amp;shy;باشد که نمونه‌گیری تا مرحله اشباع (کفایت) نظری پیش رفت؛ نمونه‌گیری از نوع غیراحتمالی به‌ صورت نمونه‌گیری هدفمند بود. در مجموع 30 مصاحبه عمیق صورت گرفت. مصاحبه&amp;amp;shy;ها (بین 60 تا 90 دقیقه) ضبط و یادداشت و بلافاصله پیاده شد. &#13;
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش حاضر شامل، قلمرو کوچ&amp;amp;shy;نشینان شهرستان قوچان می&amp;amp;shy;باشد.&#13;
یافته&amp;amp;shy; ها و بحث: نتایج تحقیق نشان می‌دهد مشارکت جامعه محلی در توسعه گردشگری قلمرو کوچ‌نشینان قوچان ساختاری چندبعدی دارد که ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-محیطی، برنامه‌ریزی و اطلاعاتی-تبلیغاتی را دربر می‌گیرد. هر یک از این ابعاد نشان‌دهنده نوعی از تعامل فعال مردم در پویایی نظام گردشگری است. یافته‌ها بیانگر نقش‌آفرینی اقتصادی و فرهنگی مردم از طریق بوم‌گردی، عرضه صنایع‌دستی و احیای آیین‌های بومی‌اند. همچنین مشارکت آن‌ها در برنامه‌ریزی و تبلیغات دیجیتال موجب تقویت حس مالکیت، اعتماد اجتماعی و ترویج مقصد شده است. بعد محیطی نیز با اقدامات زیست‌محور مردم، جلوه‌ای از مسئولیت‌پذیری در برابر طبیعت را نمایان می‌سازد.&#13;
نتیجه&amp;amp;shy; گیری: به‌طور کلی، نتایج نشان می‌دهد توسعه گردشگری در قلمرو کوچ‌نشینان قوچان، زمانی پایداری و اثربخشی خود را حفظ خواهد کرد که پنج بعد یاد شده به شکلی هماهنگ و هم‌افزا تقویت شوند. مشارکت واقعی مردم در این فرآیند، از سطح عامل اجرایی فراتر رفته و آنان را به طراحان، تصمیم‌گیران و سفیران فرهنگی منطقه تبدیل می‌کند که توسعه را نه به‌عنوان امری تحمیلی، بلکه به‌مثابه مسیری خودجوش و برخاسته از هویت بومی‌شان پیش می‌برند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل چالش ها و فرصت های توسعه کسب و کار در قلمروهای عشایری ایران: یک مطالعه ترکیبی</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_237098.html</link>
      <description>مقدمه:&amp;amp;nbsp; جامعه عشایری به عنوان یکی از مهمترین جوامع بشری دارای پتانسیل های متنوعی در حوزه اقتصادی هستند. با توجه به شرایط اقتصادی آنها در عصر حاضر با گسترش فناوری، ضرورت توجه به حوزه کسب و کارهای آنها یک امر ضروری است که بایستی در اولویت بررسی قرار گیرد.هدف پژوهش:&amp;amp;nbsp; هدف اصلی پژوهش شناخت چالش ها و فرصت های توسعه کسب و کار در قلمرو جامعه عشایری ایران و تحلیل آن است.روش&amp;amp;shy;شناسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و از نوع ترکیبی(کیفی و کمی) است. جامعه آماری پژوهش را کارشناسان حوزه عشایری تشکیل دادنده اند که در مرحله مصاحبه ۱۴ نفر و در مرحله تکمیل پرسش نامه به روش نمونه در دسترس، تعداد ۷۳ نفر مطالعه شدند. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی، تحلیل مضمون و در بخش دوم آزمون های آماری است.قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو مد نظر در پژوهش حاضر، زیست&amp;amp;shy;بوم&amp;amp;shy;های عشایری ایران است؛ چرا که موضوع مورد بررسی در سطح کلان است.یافته ها و بحث: نتایج کیفی نشان داد که هفت چالش اصلی در زمینه توسعه کسب و کار در قلمرو عشایری مهم است که از جمله می توان به چالش زیرساختی و مکانی، اقتصادی و مالی، آموزشی و نهادی -و حکمرانی اشاره نمود. همچنین ۸ فرصت شناسایی شده که می توان به بهره‌برداری از منابع طبیعی پایدار، تقویت فرهنگ و هویت عشایری، توسعه گردشگری تجربه‌محور و بوم‌محور، فرصت‌های بازار و تجارت نوین اشاره نمود. اهمیت چالش ها و فرصت ها در سطح مضامین فرعی&amp;amp;nbsp; با آزمون فریدمن نیز نشان داد که نبود مراکز آموزش حرفه‌ای در قلمرو &amp;amp;nbsp;عشایری با میانگین ۳۴/۱۸ و نقش شوراهای محلی و ریش‌سفیدان &amp;amp;nbsp;با میانگین ۸۲/۱۵، به ترتیب مهمترین چالش و فرصت در راستای توسعه کسب و کار شناخته شده است.نتیجه گیری: توسعه کسب‌وکار در قلمروهای عشایری ایران با چالش‌های زیرساختی و آموزشی مواجه است، اما مشارکت محلی و منابع طبیعی فرصت‌سازند محسوب می شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش گردشگری دریایی و ساحلی بر پایداری اقتصادی قلمرو کوچ &amp;shy;نشینان(مورد مطالعه: شهرستان چابهار)</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_241702.html</link>
      <description>مقدمه: گردشگری دریایی-ساحلی به عنوان محرکی برای توسعه اقتصادی مناطق ساحلی شناخته می‌شود، لیکن تأثیرات آن بر ساختار معیشتی جوامع سنتی همچون کوچ‌نشینان که قلمرو آنها در مجاورت این سواحل قرار دارد، به طور کامل بررسی نشده است. این پژوهش با تمرکز بر شهرستان چابهار، به دنبال تحلیل نقش این نوع از گردشگری بر پایداری اقتصادی قلمرو کوچ‌نشینان است.هدف پژوهش: هدف این تحقیق، بررسی نقش گردشگری دریایی و ساحلی بر پایداری اقتصادی قلمرو کوچ&amp;amp;shy;نشینان شهرستان چابهار است.روش&amp;amp;shy;شناسی تحقیق: این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و کمی انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنان شهرستان چابهار (236200 نفر) بود که 384 نفر از آنها با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته (شامل 8 شاخص و 36 گویه) که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، گردآوری شد. پس از تأیید نرمال بودن داده‌ها، از آزمون‌های همبستگی پیرسون، t تک‌نمونه‌ای و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) با نرم‌افزارهای SPSS و Lisrel برای تحلیل استفاده شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش حاضر شامل، قلمرو کوچ&amp;amp;shy;نشینان شهرستان چابهار می&amp;amp;shy;باشد.یافته&amp;amp;shy;ها و بحث: نتایج آزمون همبستگی پیرسون حاکی از وجود یک رابطه مثبت و معنادار میان گردشگری دریایی-ساحلی و هر هشت مؤلفه اقتصادی بود. قوی‌ترین رابطه‌ها مربوط به &amp;amp;laquo;تنوع تولید و فروش&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحول در بازار کار&amp;amp;raquo; بود. نتایج آزمون t تک‌نمونه‌ای حاکی از آن بود که میانگین تمامی شاخص‌های مورد بررسی به‌طور معناداری بالاتر از حد متوسط (عدد 3) است. برای نمونه، مؤلفه‌هایی مانند &amp;amp;laquo;افزایش درآمد ماهیگیران&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد شغل‌های فصلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خوداتکایی مالی&amp;amp;raquo; بالاترین میانگین‌ها را کسب کردند. در نهایت، نتایج تحلیل عاملی تأییدی، برازش مطلوب مدل را تأیید و مؤلفه‌ها را رتبه‌بندی کرد. &amp;amp;laquo;تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی&amp;amp;raquo; با بار عاملی 0.83 به عنوان مؤثرترین مؤلفه، و پس از آن &amp;amp;laquo;درآمد&amp;amp;raquo; (0.82) و &amp;amp;laquo;تنوع تولید و فروش&amp;amp;raquo; (0.80) شناسایی شدند. درمجموع، یافته‌ها گویای تأثیر چندبعدی و معنادار گردشگری دریایی و ساحلی در تحول اقتصادی قلمرو کوچ‌نشینان چابهار است.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج پژوهش به‌وضوح نشان می‌دهد که توسعه گردشگری دریایی و ساحلی، محرکی قوی و چندبعدی برای رشد اقتصادی در قلمرو کوچ‌نشینان شهرستان چابهار است. این صنعت نه‌تنها با ایجاد رونق کسب‌وکار، اشتغال و افزایش درآمد، بلکه از طریق تنوع‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی و تحول ساختاری بازار کار، به کاهش وابستگی معیشتی و افزایش تاب‌آوری اقتصادی جامعه محلی منجر شده است. بنابراین، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری هدفمند در این بخش می‌تواند به عنوان یک راهبرد کلیدی برای دستیابی به توسعه پایدار و همه‌جانبه در مناطق ساحلی استان سیستان و بلوچستان مورد توجه جدی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قلمرو کوچ‌نشین و فضای بیابان در ایران: تحلیلی از بازنمایی زندگی ایلی در اثر آموزگار سرزمین عشایر</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_242769.html</link>
      <description>مقدمه: رمان &amp;amp;laquo;آموزگار سرزمین عشایر&amp;amp;raquo; اثر&amp;amp;nbsp; دانیال نیری با تمرکز بر زیست کوچ‌نشینی در ایران، بازنمایی متفاوتی از قلمروهای سیال، فضای بیابانی و زندگی ایلی ارائه می‌دهد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی چگونگی بازنمایی فضا، حرکت و قلمرو در این اثر ادبی است.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل نحوه بازنمایی قلمرو کوچ‌نشین، نقش فضای بیابان در شکل‌دهی به هویت ایلی و تبیین رابطه میان جابه‌جایی، سازمان اجتماعی و تعامل با ساختارهای بیرونی در رمان مورد نظر است.روش&amp;amp;shy;شناسی تحقیق: این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه خوانش متنی رمان انجام شده و از دیدگاه‌های آناتولی خازانوف و اثر نظری او عشایر و دنیای بیرون برای تحلیل مفهوم کوچ‌نشینی، قلمرو و رابطه آن با ساختارهای اجتماعی استفاده کرده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش ناظر بر فضاهای بیابانی و زیست‌بوم‌های کوچ‌نشینی ایران است که در رمان بازنمایی شده‌اند و به‌ویژه بر مناطق ایلی و مسیرهای کوچ تمرکز دارد.یافته&amp;amp;shy; ها و بحث: نتایج نشان می‌دهد که بیابان فضایی کنش‌مند و زیسته است که در شکل‌دهی به هویت و سازمان اجتماعی نقش دارد. قلمرو ماهیتی سیال دارد و از طریق حرکت و مسیرهای کوچ تعریف می‌شود. حرکت نیز به‌عنوان اصل سازمان‌دهنده زندگی ایلی، بنیان شکل‌گیری هویت و نظم اجتماعی است. همچنین رابطه انسان و طبیعت درهم‌تنیده بوده و تعامل با ساختارهای بیرونی در قالب تقابل میان &amp;amp;laquo;ثبات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سیالیت&amp;amp;raquo; بازنمایی می‌شود.نتیجه&amp;amp;shy; گیری: در مجموع، این پژوهش نشان می‌دهد که رمان مورد بررسی، کوچ‌نشینی را نه صرفاً یک سبک زندگی، بلکه به‌عنوان شیوه‌ای از سازمان‌دهی فضا و هویت بازنمایی می‌کند. در این چارچوب، بیابان نقش کلیدی در شکل‌گیری تجربه زیسته ایلی و مفهوم قلمرو ایفا می‌کند و خوانشی نو از زندگی کوچ‌نشینی در ادبیات معاصر ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل عوامل مؤثر بر گرایش زنان روستایی به فعالیت در بخش صنایع دستی با تأکید بر فرش‌بافی در استان کردستان</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_242774.html</link>
      <description>مقدمه: صنایع‌دستی و به‌ویژه فرش‌بافی، بستر همگرایی هنر، فرهنگ و معیشت در زیست‌جهان روستایی است؛ با این حال، شناسایی عوامل گرایش به این فعالیت در مواجهه با چالش‌های مدرن ضرورت دارد. زیرا از طریق زمینه و بستر علمی لازم برای اقدامات اجرایی و کاربردی در خصوص رفع موانع و چالش‌هایی که در برابر فعالیت زنان در این زمینه وجود دارد، فراهم می‌شود و در نتیجه می‌توان شاهد رونق و شکوفایی و به نوعی بازآفرینی فرش‌بافی در میان زنان روستایی بود که در دهه‌های اخیر با رکود و زوال قابل توجهی مواجه بوده است.&#13;
هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری عوامل موثر بر گرایش زنان روستایی به فعالیت در بخش صنایع دستی با تاکید بر فرش‌بافی است.&#13;
روش&amp;amp;shy;شناسی: تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از منظر ماهیت، توصیفی ـ پیمایشی با راهبرد مدل‌سازی ساختاری اکتشافی ـ تأییدی است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی صوری و محتوایی آن تأیید گردید. تحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS26 و Amos24 انجام شد.&#13;
قلمرو جغرافیایی: این مطالعه در استان کردستان به عنوان یکی از قلمروهای عشایری غرب ایران انجام گرفته است.&#13;
یافته‌ها و بحث: یافته‌های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که چهار عامل احیای هویت فرهنگی (14/26) درصد واریانس، احساس رضایت (82/13) درصد، ارزش اقتصادی (83/9) درصد و حمایت نهادی (99/8) درصد، در مجموع (8/58) درصد از کل واریانس گرایش زنان را تبیین می‌کنند و تحلیل عاملی تأییدی نیز برازش مطلوب مدل را با داده‌های تجربی تأیید کرد.&#13;
نتیجه&amp;amp;shy;گیری: سهم نظری این مطالعه در پیوند میان نظریه سرمایه بوردیو و عاملیت زنان روستایی نهفته است؛ این نتایج نشان می‌دهد گرایش زنان بیش از ضرورت‌های مادی، از هویت‌گرایی نشأت می‌گیرد؛ لذا گذار از نگاه کالا‌محور به سمت مدل‌های کسب‌وکار هویت‌بنیان جهت پایداری این هنر- صنعت پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گردشگری پایدار و نقش آن در حفظ فرهنگ عشایر رضوانشهر</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_242782.html</link>
      <description>مقدمه: گردشگری پایدار به عنوان ابزاری نویدبخش برای توسعه اقتصادی-اجتماعی و حفاظت از میراث فرهنگی در مناطق مختلف شناخته شده است. جوامع عشایری، با ساختار فرهنگی غنی و سبک زندگی منحصربه‌فرد خود، پتانسیل قابل توجهی برای جذب گردشگری فرهنگی و پایدار دارند. با این حال، توسعه نامتوازن گردشگری می‌تواند تهدید جدی برای اصالت هویت فرهنگی این جوامع محسوب شود. این پژوهش به بررسی تعامل پیچیده بین هویت فرهنگی جامعه عشایری رضوانشهر و توسعه گردشگری پایدار در این منطقه می‌پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، تبیین رابطه بین ابعاد مختلف هویت فرهنگی عشایر رضوانشهر و مؤلفه‌های گردشگری پایدار (اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی) در این جامعه است. به طور خاص، این مطالعه به دنبال شناسایی چگونگی تأثیرگذاری مؤلفه‌های هویت فرهنگی بر جذابیت مقصدی گردشگری پایدار و همچنین بررسی نقش عوامل حمایتی و مشارکتی در تعادل‌بخشی به این رابطه و حصول اطمینان از پایداری بلندمدت منافع گردشگری برای جامعه عشایری است.روش‌شناسی پژوهش: روش‌شناسی این پژوهش (کیفی) خواهد بود. گردآوری داده‌ها از طریق ابزارهایی چون مصاحبه‌های عمیق با اعضای جامعه عشایری، نخبگان محلی، و مسئولین نهادهای مرتبط، پرسشنامه، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک مرتبط صورت خواهد پذیرفت. داده‌های کیفی از طریق کدگذاری و تئوری زمینه&amp;amp;shy;ای مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت.قلمرو جغرافیایی پژوهش: این تحقیق در منطقه جغرافیایی عشایر رضوانشهر انجام شده است. این منطقه به دلیل برخورداری از ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی خاص جوامع عشایری، به عنوان بستر مطالعاتی این پژوهش انتخاب شده است.یافته‌ها و بحث: یافته‌ها نشان می‌دهد گردشگری پایدار در جامعه عشایری رضوانشهر بر نه مقوله کلان استوار است که ابعاد فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی را به‌صورت هم‌زمان دربر می‌گیرد. در این میان، تقویت هویت فرهنگی و حفظ میراث ناملموس در کنار توانمندسازی اقتصادی، به‌عنوان دو محور مکمل، نقش بنیادینی در پایداری ایفا می‌کنند. همچنین، صیانت از شیوه‌های زیست سنتی، دانش بومی و سرمایه اجتماعی، به تداوم ساختارهای درونی جامعه عشایری کمک می‌کند. از سوی دیگر، حفاظت از محیط‌زیست و حفظ کالبد سنتی، بُعد عینی پایداری را تقویت می‌نماید. در نهایت، مدیریت محلی و حکمرانی مشارکتی به‌عنوان پیش‌شرط تحقق این ابعاد، بنیان اجرایی مدل نهایی پژوهش را شکل می‌دهد.نتیجه‌گیری: گردشگری پایدار، با رویکردی برنامه‌ریزی‌شده و مبتنی بر مشارکت جامعه محلی، ابزاری مؤثر برای حفظ و تقویت فرهنگ، معیشت و هویت جامعه عشایری رضوانشهر است. این رویکرد به بازنمایی میراث ناملموس، بهبود اقتصادی، حفاظت از محیط‌زیست و تقویت سرمایه اجتماعی کمک کرده و در نهایت به توسعه متوازن و پایداری فرهنگی این جوامع یاری می‌رساند. تحقق این امر نیازمند سازوکارهای مدیریتی و نهادی مناسب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی میزان رضایتمندی جامعه عشایری از شغل دامپروری (مطالعه موردی: روستاهای میانکوه شرقی پلدخترلرستان)</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_243316.html</link>
      <description>مقدمه: باتوجه‌به آمارهای مرکز آمار ایران تعداد عشایر نسبت به سال‌های گذشته بسیار کم شده که این امر می‌تواند علاوه بر مشکلات مهاجرت به شهرها و روستاها تأمین زنجیره غذایی شهروندان را دچار مشکل کند؛ لذا لازم است کارشناسان موضوع را بررسی کرده و دلایل ترک شغل دامداری و مهاجرت عشایر و دلایل نارضایتی آنان از این شغل را بررسی نمایند.هدف: هدف این پژوهش بررسی میزان رضایتمندی جامعه عشایری روستاهای میانکوه شرقی پلدختر از شغل دامداری می‌باشد. روش&amp;amp;shy;شناسی: : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از حیث روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی است و باتوجه‌به ماهیت موضوع و شاخص‌های مورد بررسی، جمع‌آوری‌ اطلاعات به‌ دو روش اسنادی &amp;amp;laquo;و&amp;amp;raquo; پیمایشی‌ بوده است که با استفاده از پرسش‌نامه بین سرپرستان روستاهای موردمطالعه&amp;amp;nbsp; انجام‌گرفته است. جامعه آماری شامل 142 نفر سرپرستان خانوارهای روستایی است. داده‌ها با استفاده از طیف 5 گزینه‌ای لیکرارزش‌گذاری شدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Spss&amp;amp;nbsp; انجام شد و از روش‌های آماری همچون آزمون T&amp;amp;nbsp; تک نمونه‌ای، تحلیل واریانس یک‌طرفه و روش تحلیل عاملی تأییدی کمک گرفته شد.قلمرو جغرافیایی: این پژوهش در 12 روستای میانکوه شرقی شهرستان پلدختر در استان لرستان انجام شده است.یافته‌ها و بحث: : میزان رضایت‌مندی به لحاظ معیارهای مختلف یکسان نبوده؛ بلکه در بعد کلی شاخص اجتماعی و نهادی با مقدار آماره 3/15= T بیشترین تأثیر را داشته و کمترین میزان رضایتمندی در ابعاد اقتصادی و فرهنگی با مقدار آماره T &amp;amp;ndash; 65/5- وجود داشته است. در سطح مشخصات فردی نیز تعیین نوع شغل و میزان رضایتمندی با مقدار آماره T 62/28 بیشترین سطح معناداری وجود دارد.نتیجه&amp;amp;shy; گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که وضعیت رضایت‌مندی عشایر از شغل دامداری در روستاهای میانکوه شرقی شهرستان پلدختر بسته به شرایط خانوادگی، وضعیت اقتصادی خانوار، تملک دارایی و مسکن و سطح تحصیلات متفاوت است. در نهایت متناسب با مهم‌ترین نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی در راستای بهبود وضعیت رضایت‌مندی عشایر از شغل دامداری ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نگرش عشایر استان همدان نسبت به احداث سایت های گردشگری</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_243463.html</link>
      <description>مقدمه:&amp;amp;nbsp; عشایر به‌عنوان یکی از اصیل‌ترین گروه‌های اجتماعی ایران، دارای سبک زندگی مبتنی بر کوچ‌نشینی، اقتصاد دامداری و فرهنگ غنی و متمایز هستند. این جوامع به دلیل حفظ سنت‌ها، آداب‌ورسوم و ارتباط عمیق با طبیعت، از ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری فرهنگی و طبیعی برخوردارند.&#13;
هدف:&amp;amp;nbsp; هدف از این پژوهش، بررسی نگرش عشایر استان همدان نسبت به ایجاد مراکز گردشگری و تحلیل عوامل مؤثر بر این نگرش بر اساس چهار بعد نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها بود.&#13;
روش&amp;amp;shy;شناسی تحقیق: &amp;amp;nbsp;این تحقیق به‌صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با مشارکت 115 نفر از عشایر شهرستان‌های مختلف استان همدان انجام شد. ویژگی‌های فردی پاسخگویان شامل سن، جنسیت، سطح تحصیلات و سکونت در مناطق عشایری مختلف نیز ثبت گردید. برای تحلیل داده‌ها از آزمون های مقایسه میانگین و مدلسازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای PLS &amp;amp;nbsp;و &amp;amp;nbsp;SPSS استفاده شد.&#13;
قلمروجغرافیایی: قلمرو جغرافیایی پژوهش حاضر محدود به شهرستانهای استان همدان (شهرستانهای همدان، نهاوند، تویسرکان، بهار) می باشد.&#13;
یافته‌ها و بحث: یافته‌ها نشان داد که میان ابعاد چهارگانه، نقاط قوت (&amp;amp;beta;=0.524, p&amp;amp;lt;0.001) و فرصت‌ها (&amp;amp;beta;=0.326, p&amp;amp;lt;0.001) بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر نگرش عشایر نسبت به ایجاد مراکز گردشگری دارند. در مقابل، نقاط ضعف (&amp;amp;beta;=-0.177, p=0.303) و تهدیدها (&amp;amp;beta;=-0.080, p=0.475) تأثیر معناداری بر نگرش نداشتند. نتایج مقایسه با پژوهش‌های داخلی و خارجی نیز نشان داد که پذیرش گردشگری در جوامع عشایری بیشتر تحت‌تأثیر &amp;amp;laquo;توانمندی‌های فرهنگی و اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;منافع اقتصادی ادراک‌شده&amp;amp;raquo; قرار دارد و نگرانی‌ها و تهدیدهای فرهنگی نقش کمرنگ‌تری در شکل‌گیری نگرش دارند. &#13;
نتیجه&amp;amp;shy;گیری: &amp;amp;nbsp;به‌طور کلی، نتایج نشان می‌دهد که توسعه گردشگری در میان عشایر استان همدان زمانی با استقبال مواجه می‌شود که بر ظرفیت‌های فرهنگی، اصالت سبک زندگی، فرصت‌های اقتصادی و بهبود معیشت تأکید گردد. این یافته‌ها می‌تواند به برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران کمک کند تا با تقویت فرصت‌ها و بهره‌گیری از نقاط قوت موجود، زمینه مشارکت و حمایت عشایر در توسعه گردشگری پایدار را فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و ارزیابی توان &amp;shy;های زمین گردشگری در مسیر توسعه پایدار نواحی روستایی شهرستان سروآباد (اورامانات)</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_245258.html</link>
      <description>مقدمه: گردشگری از عوامل اصلی توسعه پایدار در سطوح اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست&amp;amp;shy;محیطی است که در سال&amp;amp;shy;های اخیر توجه ویژه&amp;amp;shy;ای به این موضوع شده است. یکی از مسیرهای موثر و ترکیبی در مسیر توسعه پایدار جوامع، زمین گردشگری است که شرط آن شناسایی پتانسیل&amp;amp;shy;های زمین گردشگری در قالب سایت&amp;amp;shy;ها در سطح مناطق می&amp;amp;shy;باشد که ضمن معرفی و شناسایی آنها رویکرد حفاظت نیز دارای محوریت است. بنابراین رویکرد زمین گردشگری با توجه به آن که ترکیبی از شناسایی، ارزیابی و تعیین جایگاه و توان جاذبه&amp;amp;shy;ها همراه با بعد حفاظت می&amp;amp;shy;باشد در ایجاد جریان اقتصادی از مرکز به پیرامون بسیار موثر است و با توجه به آن که غالب سایت ها و جاذبه&amp;amp;shy;ها در محیط&amp;amp;shy;های روستایی و پیرامون شهری هستند، بنابراین زمین گردشگری زمینه&amp;amp;shy;ای مناسب برای توسعه پایدار نواحی روستایی و حتی جوامع عشایری موجود در این نواحی می&amp;amp;shy;باشد.هدف: در این پژوهش به ارزیابی زمین گردشگری شهرستان سروآباد در قالب شناسایی ژئوسایت&amp;amp;shy;ها و نیز تحلیل جایگاه و وضعیت آنها به عنوان زمینه و بستری مناسب برای توسعه پایدار سرزمینی با محوریت روستاها و جوامع عشایری پرداخته شده است. روش&amp;amp;shy;شناسی:  پژوهش حاضر از بعد هدف کاربردی بوده و به لحاظ روش و ماهیت توصیفی- تحلیلی است. با این اوصاف در جهت انجام کامل پژوهش، از مطالعات تئوریک و کتابخانه&amp;amp;shy;ای با هدف بسط نظری موضوع و نیز مطالعات میدانی چند نوبته در راستای شناسایی سایت&amp;amp;shy;ها و نیز گردآوری داده&amp;amp;shy;ها از طریق سنجش سایت&amp;amp;shy;ها بر اساس مدل بریلها بهره گرفته شده است. قابل اشاره است در طول فرایند پژوهش از نقشه&amp;amp;shy;های توپوگرافی، زمین&amp;amp;shy;شناسی منطقه و نیز گوگل ارث و GIS جهت تکمیل بهتر فرایندهای فوق کمک گرفته شد. با این اوصاف پژوهش مذکور ترکیبی از شناسایی ژئوسایت&amp;amp;shy;ها، ارزیابی آنها با روش بریلها بر اساس نظر کارشناسان و نهایتا تشریح وضعیت و جایگاه هر ژئوسایت است که در نهایت سندهای محیطی هر سایت در فرایند توسعه پایدار سرزمینی کمک کننده است. قلمرو جغرافیایی: محدوده مطالعاتی این پژوهش شهرستان سروآباد و روستاهای آن در استان کردستان به عنوان یکی از قلمروهای سنتی و عشایری ایران است.یافته‌ها و بحث: یافته&amp;amp;shy;های حاصل از شناسایی ژئوسایت ها نشان داد که توان&amp;amp;shy;های زمین گردشگری و سایت&amp;amp;shy;ها در سطح منطقه مطالعاتی به ویژه با تراکم در محدوده روستاهای پهنه اورامانات پراکنش دارند و ضمن آن سایت&amp;amp;shy;های شناسایی شده دارای مورفوتیپ&amp;amp;shy;های متفاوت بودند. نتایج حاصل از ارزیابی ژئوسایت&amp;amp;shy;ها با روش بریلها نیز نشان داد ژئوسایت&amp;amp;shy;های اورامان تخت، دریاچه سد داریان، رودخانه سیروان و تنگ دربند دزلی به ترتیب با 35/12، 3/12، 12 و 3/11 بالاترین امتیاز را گرفتند و بنابراین قابلیت بالایی را در برقراری و توسعه الگوهای گردشگری در مسیر توسعه پایدار دارند. نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در محدوده مطالعاتی، تعدد ژئوسایت&amp;amp;shy;ها با مورفوتیپ&amp;amp;shy;های متفاوت و ترکیبی از ارزش&amp;amp;shy;های متفاوت قرار دارند. از طرفی محدوده مطالعاتی به عنوان یک پهنه فرهنگی غتی با ثبت جهانی و با تعدد روستاها و الگوهای عشایری می&amp;amp;shy;باشد. بنابراین نتایج نهایی این پژوهش نشان داد که مجموع این شرایط در ترکیب با هم، پتانسیلی مستعد برای طرح الگوهای گردشگری پایدار بسته به هر ناحیه و نیز طرح مباحث ژئوپارک در سطح کل منطقه است که زمینه ساز توسعه پایدار اقتصادی- اجتماعی و در نهایت توسعه پایدار سرزمینی منطقه مطالعاتی می&amp;amp;shy;باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی الگوهای فضایی و ساختاری مسکن عشایری در معماری موقت آثار Shigeru Ban</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_245507.html</link>
      <description>مقدمه: در دهه‌های اخیر، افزایش بحران‌های انسانی، بلایای طبیعی و مهاجرت‌های اجباری، مسئله سکونت موقت را به یکی از چالش‌های مهم معماری معاصر تبدیل کرده است. با وجود توسعه فناوری‌های ساخت، بسیاری از الگوهای اسکان موقت همچنان با مشکلاتی نظیر ضعف کیفیت فضایی، عدم انعطاف‌پذیری و ناپایداری عملکردی مواجه‌اند. در این میان، معماری مسکن عشایری به‌عنوان یکی از کهن‌ترین نمونه‌های سکونت سیار، واجد الگوهای فضایی و ساختاری منسجمی است که می‌تواند در بازاندیشی معماری موقت معاصر مؤثر باشد.&#13;
هدف: پژوهش حاضر با هدف استخراج و تحلیل الگوهای فضایی و ساختاری مسکن عشایری و بررسی بازتاب آن‌ها در معماری موقت آثار Shigeru Ban انجام شده است.&#13;
روش&amp;amp;shy;شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و روش تطبیقی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، تحلیل منابع علمی معتبر و بررسی نمونه‌های موردی گردآوری شده‌اند.&#13;
قلمرو جغرافیایی: شامل سکونتگاه‌های عشایری مناطق زاگرس و فلات مرکزی ایران و همچنین پروژه‌های معماری موقت Shigeru Ban از جمله Paper Log House و Paper Partition System در ژاپن، رواندا و ترکیه است.&#13;
یافته‌ها و بحث: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که میان الگوهای فضایی و ساختاری مسکن عشایری و پروژه‌های معماری موقتShigeru Ban  هم‌پوشانی قابل‌توجهی وجود دارد. مؤلفه‌هایی نظیر سبکی سازه، قابلیت جابه‌جایی، انعطاف‌پذیری فضایی، سرعت اجرا و سازگاری با محیط، در هر دو الگو مشاهده می‌شود.&#13;
نتیجه&amp;amp;shy;گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که الگوهای مسکن عشایری ظرفیت بالایی برای بازتفسیر در معماری موقت معاصر دارند و می‌توانند به شکل‌گیری الگوهای ساختارمندتر، انعطاف‌پذیرتر و کارآمدتر در طراحی سکونتگاه‌های موقت کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردهای افزایش مشارکت زنان در اقتصاد روستاهای قلمرو کوچ نشینان شهرستان شفت</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_237997.html</link>
      <description>مقدمه :  از آنجا که در جوامع در حال انتقال، نیمی از جمعیت در روستاها به سر می‌برند و نیمی از جمعیت روستایی زنان هستند، یکی از راه‌های دستیابی به این منابع نیروی انسانی، مطالعه فعالیت‌های اقتصادی زنان روستایی در عرصه‌های گوناگون است.  زنان روستایی هم در خانه و هم در خارج خانه به فعالیت‌های تولیدی مشغول هستند و ایجاد مازاد اقتصادی می‌کنند، 
هدف پژوهش:  هدف این پژوهش ارائه راهبردها و تعیین اولویت‌های استراتژیک افزایش مشارکت زنان در اقتصاد روستایی شهرستان شفت با استفاده از مدل ترکیبی SWOT، QSPM و تحلیل عاملی اکتشافی است. 
روش شناسی تحقیق :روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری پژوهش نیز 66 نفر از اعضای دهیاری‌ها و افراد ساکن در روستاهای مختلف این شهرستان بودند. روایی سوالات توسط افراد متخصص مورد تایید و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ در حد خوب و عالی بدست آمد. 
قلمروجغرافیایی پژوهش: روستاهای واقع در قلمرو کوچ نشینان شهرستان شفت ، بااقتصاد متکی بر زراعت و باغداری، دامداری ودامپروری، زنبورداری، بهره برداری از جنگل و صنایع وابسته به آنها در جنوبغربی استان گیلان قراردارد. 
یافته ها و بحث  :  تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از آزمون بارتلت (KMO) تحلیل عاملی اکتشافی نشان دهنده کفایت داده‌های نمونه و وجود رابطه بین متغیرها است. با استفاده از این مدل ترکیبی بدون نیاز به بررسی تمام خانه‌های ماتریس SWOT (از طریق کاهش حجم ماتریس SWOT)و برقراری رابطه آماری بین عوامل داخلی و خارجی استخراج شد. در نهایت پنج راهبرد زیر &amp;amp;quot;آموزش‌های لازم جهت تقویت روحیه خودباوری و همچنین کسب مهارت‌های لازم در زمینه فعالیت‌های تولیدی&amp;amp;quot;، &amp;amp;quot;تاکید بر امر گردشگری روستایی (اگروتوریسم، اکوتوریسم) و نقش و مشارکت بارز زنان روستایی در افزایش درآمد خانوارها و اشتغالزایی&amp;amp;quot;، حمایت از زنان در قالب تشکل‌ها و اتحادیه‌ها و صندوق‌های قرض‌الحسنه جهت افزایش توان مالی آنها&amp;amp;quot;، &amp;amp;quot;افزایش سطح آگاهی زنان از طریق رسانه‌های دولتی و راه‌اندازی کارگاه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی خاص زنان روستایی&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot; ایجاد زیرساخت‌ها، فن‌آوری‌ها و امکانات لازم جهت تبلیغ، عرضه و بازاریابی محصولات تولیدی و برداشتن موانع رشد زنان از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از طریق افزایش سطح سواد، تحصیل و آموزش‌های لازم&amp;amp;quot; از اولویت‌های این پژوهش جهت افزایش مشارکت زنان در اقتصاد روستاهای شهرستان شفت در نظر گرفته شد.
نتیجه گیری:  در نهایت  راهبردهای &amp;amp;quot;آموزش‌های لازم جهت تقویت روحیه خودباوری و کسب مهارت‌های لازم در زمینه فعالیت‌های تولیدی&amp;amp;quot;، &amp;amp;quot;تاکید بر امر گردشگری روستایی در افزایش درآمد خانوارها و اشتغالزایی&amp;amp;quot;،&amp;amp;quot; حمایت از زنان در قالب تشکل‌ها و اتحادیه‌ها و صندوق‌های قرض‌الحسنه &amp;amp;quot;، &amp;amp;quot;افزایش سطح آگاهی زنان &amp;amp;quot; و &amp;amp;quot; ایجاد زیرساخت‌ها، فن‌آوری‌ها و امکانات لازم &amp;amp;quot; از اولویت‌های این پژوهش جهت افزایش مشارکت زنان در اقتصاد روستاهای قلمرو کوچ نشینان شهرستان شفت در نظر گرفته شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایداری اقلیمی و آسایش حرارتی در سیاه‌چادر (مطالعه موردی: عشایر تیره زعفرانلو، طایفه باچوانلو، ایل کرمانج)</title>
      <link>https://www.jsnap.ir/article_245546.html</link>
      <description>مقدمه:  این پژوهش به بررسی عوامل ساختاری و فرهنگی مؤثر بر عملکرد انرژی و آسایش حرارتی در سیاه‌چادرهای عشایر منطقه قوچان، خراسان رضوی می‌پردازد. با توجه به اینکه انسان‌ها بخش عمده‌ای از زمان خود را در محیط‌های داخلی سپری می‌کنند، کیفیت هوای داخلی و آسایش حرارتی تأثیر بسزایی بر سلامت، بهره‌وری و روحیه آن‌ها دارد. در سکونتگاه‌های سنتی، به‌ویژه سیاه‌چادرها، انرژی نقشی حیاتی در تأمین آسایش حرارتی و کیفیت زندگی ایفا می‌کند.
هدف پژوهش:  شناسایی و تحلیل عوامل ساختاری، فرهنگی و اقلیمی مؤثر بر عملکرد انرژی و آسایش حرارتی در سیاه‌چادرهای عشایر ایل کرمانج (طایفه باچوانلو، تیره زعفرانلو) در مناطق ییلاقی قوچان و قشلاقی مراوه‌تپه.
روش شناسی تحقیق:  این تحقیق با رویکرد کیفی و ماهیت توصیفی-تحلیلی، از روش ترکیبی مطالعات اسنادی (کتابخانه‌ای و مقالات) و تحقیق میدانی (مصاحبه عمیق) بهره گرفته است. داده‌های حاصل از دو بخش، به‌صورت کیفی و تفسیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند.
•	قلمروجغرافیایی پژوهش:  
•	ییلاق: شهرستان قوچان، کوه‌های هزار مسجد، روستای یدک (از اواخر اردیبهشت تا اوایل شهریور). اقلیم منطقه نیمه‌خشک و سرد است.
•	قشلاق: استان گلستان، منطقه مراوه‌تپه (از اواسط مهر تا اواسط فروردین). اقلیم منطقه نیمه‌خشک با میانگین دمای سالانه 18 درجه سانتی‌گراد و رطوبت 61.2 درصد، که میانگین دمای آن در تابستان بالاتر از محدوده آسایش است.
•	کوچ: طایفه باچوانلو، تیره زعفرانلو، مسیر 370 کیلومتری بین گلستان و شمال خراسان رضوی.
یافته ها و بحث: 
ساختار و عملکرد سیاه‌چادر:
•	مصالح: عمدتاً از موی بز بافته شده و تیرک‌های چوبی. بافت مشبک امکان عبور نور را فراهم کرده و پرزهای مو، از نفوذ گرد و غبار جلوگیری می‌کنند. حفره‌های ریز، هدایت دود اجاق به بیرون را تسهیل می‌نمایند. خاصیت انبساط و انقباض طبیعی الیاف، عملکرد حرارتی منحصربه‌فردی در فصول مختلف ارائه می‌دهد
•	ابعاد: متغیر بر اساس وضعیت اقتصادی، معمولاً 7 تا 12 تخته (هر تخته 1 تا 1.2 متر عرض و 15 متر طول).
•	برپایی: استفاده از تیرک‌های چوبی فرد، با تیرک میانی بلندتر برای ایجاد شیب سقف و جلوگیری از تجمع آب باران. جنس موی بز مانع نفوذ آب می‌شود.
•	روشنایی: در گذشته فانوس و چراغ گردسوز، امروزه پنل‌های خورشیدی.
•	فضای داخلی: متفاوت در تابستان و زمستان با توجه به نیازهای کاربری در هر فصل.
نتایج: سیاه‌چادر به‌عنوان نمونه‌ای بارز از معماری پایدار، با حداقل اثر زیست‌محیطی و قابلیت انطباق بالا، الهام‌بخش راهکارهای معماری پایدار معاصر در جهت بهینه‌سازی مصرف انرژی و توجه به ابعاد فرهنگی-اجتماعی در طراحی فضاهای زیستی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
