1
دانشجوی دکتری، دانشکده معماری و شهرسازی، هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
2
دانشیار، دانشکده معماری و شهرسازی، هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
10.22034/jsnap.2025.501112.1116
چکیده
مقدمه: معماری عشایری با گونههای متنوع خود، یکی از نمودهای باارزش معماری در ایران بهشمار میرود و بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی، واجد ارزشهای ملموس و ناملموس است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، ارائهی گونهبندی جامعی برای معماری عشایری است؛ گونهبندیای که نهتنها تنوع مسکن موقت عشایر کوچرو را دربرگیرد، بلکه کلیهی سازههای مرتبط با معماری عشایری را نیز شامل شود. روششناسی: دادههای این پژوهش با استفاده از مطالعه اسنادی (کتابخانهای) و پیمایش میدانی در زیستگاههای عشایری گردآوری شدهاند. روش تحقیق نیز کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است. قلمروجغرافیایی پژوهش: نمونه موردی این پژوهش، عشایر ایل سلیمانی در استان کرمان است. نتاتیج و بحث: جامعه عشایری از معماری متنوع و ارزشمندی برخوردار میباشد که مسکن موقت کوچنشینی، همچون سیاهچادر، کپر و آلاچیق، تنها یکی از گونههای آن بهشمار میرود که با عنوان «یورت» شناخته میشود. گونهبندی معماری عشایری باید بر پایه الگو یا الگوهایی انجام شود که تمامیسازههای این معماری را دربرگیرد؛ در این میان، گونهبندی از دیدگاه «ژنوتیپ» این امکان را فراهم میسازد. عشایر با توجه به ماهیت متحرک و کوچنشین خود، سازههایی موقت، نیمهموقت و دائمیایجاد میکنند که قابلیت گونهبندی بر اساس الگوی «مکانی- زمانی» را دارند. افزون بر این، معماری عشایری متناسب با نیازهای جامعه، کارکردهای متنوعی چون فضای اسکان، نگهداری دام، قلعه، بازار، فضای بازی و مقبره را دربرمیگیرد که امکان طبقهبندی آن بر اساس الگوی «عملکردی» نیز وجود دارد. نتیجه گیری: معماری عشایری محدود به مسکنهای موقتی مانند سیاهچادر و آلاچیق نیست، بلکه گونههایی متنوع و گسترده از سازهها را دربرمیگیرد؛ از جمله سیاهچادر، کپر، آلاچیق، قلعه، مقبره، بازار، فضاهای اسکان ماسونری، فضاهای بازی و محلهای نگهداری دام.