1
دانشجوی دکترا، گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2
گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3
گروه مردم شناسی، واحد گرمسار، دانشگاه ازاد اسلامی، گرمسار ، ایران
10.22034/jsnap.2025.527516.1118
چکیده
مقدمه: در انسانشناسی، تحلیل کارکردهای فرهنگی یکی از رویکردهای بنیادین در فهم نظم اجتماعی، ساختارهای معنایی و تداوم فرهنگی در جوامع انسانی بهشمار میرود. در این چارچوب، صنایع دستی نه صرفاً بهعنوان ابزارهای مادی، بلکه بهمثابه بازتابی از نظامهای ارزشی، هویتی و اجتماعی قابل تحلیلاند. بررسی کارکردهای صنایع دستی در میان ایلات و عشایر، بهویژه با رویکرد انسانشناسی، امکان شناخت عمیقتری از سازوکارهای حفظ هویت، انتقال سنت و انسجام فرهنگی را فراهم میسازد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تحلیل چندلایهای صنایع دستی ایل قشقایی از منظر انسانشناسی و مبتنی بر نظریه کارکردگرایی مالینوفسکی است تا نقش این صنایع در بازنمایی نهادها، نیازهای اجتماعی، هویت، سنتها و فرهنگ این جامعه بهطور جامع تبیین شود. روششناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق با ۴۵ مشارکتکننده از جامعه قشقایی، مشاهدۀ مستقیم و مطالعات اسنادی گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای بر اساس روش نظریهپردازی زمینهای تحلیل گردیدهاند. تحلیل تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. قلمرو جغرافیایی پژوهش:قلمرو جغرافیایی این پژوهش استان فارس است که بهعنوان یکی از زیستبومهای اصلی استقرار عشایر قشقایی شناخته میشود. یافته ها و بحث: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کارکردهای صنایع دستی قشقایی را میتوان در پنج حوزه اصلی شامل نهاد تولید، مصرف، اقتصاد، مناسک و کارکردهای نمادین بررسی کرد. هر یک از این حوزهها بهطور متفاوتی در تأمین نیازهای زیستی، فرهنگی و روانی (هویتی) جامعه قشقایی نقش ایفا میکنند و به حفظ و تداوم ساختارهای اجتماعی و فرهنگی این جامعه کمک مینمایند. نتایج:نتایج پژوهش نشان میدهد که صنایع دستی در جامعه قشقایی فراتر از صرف تولیدات هنری، نقش چندبعدی و بنیادینی در رفع نیازهای اساسی جامعه ایفا میکند. این نقشها شامل بازتولید فرهنگی، تقویت انسجام اجتماعی، ارتقای مشارکت میاننسلی و دیپلماسی فرهنگی است که هم در فرآیند تولید و هم در مرحله مصرف، سازوکارهای حیاتی حفظ هویت، استمرار سنتها و بازآفرینی فرهنگی را در ساختار زندگی ایلی فراهم میآورند.